تاملات


درباره نویسنده
تاملات
تماس با نویسنده

موضوعات وبلاگ

آرشيو وبلاگ
تاريخي [2]
تحليلي [8]
بين الملل [2]
سياسي [3]


لینکهای روزانه
+سارا به سين سفره مان ايمان ندارد [49]
+گزارش تصويري از 14اسفند59:درگيري دانشگاه تهران [47]
+آقاي روحاني کدام سياست خارجي خوب است؟ [22]
+قصيده انتخابيه! [52]
+شعري ناب در تمناي لطف علي اميرالمؤمنين(ع) [48]
+گزارش تصويري تشييع عماد مغنيه [61]
+متن کامل سخنراني سيدحسن نصرالله در تشييع مغنيه [65]
+شور عنقا،شعري از عليرضا قزوه [64]
+مقايسه 175 کشور جهان از لحاظ وضعيت نظام وظيفه [67]
+آيا «دوم خردادي» ها ايراني اند؟! [64]
+آيا او وارث خميني (رحمة الله عليه) است ؟ [80]
+متن کامل سخنان احمدي ن‍ژاد در 22بهمن [44]
+اطلاعيه ستاد حمايت از هنرمندان فاخر حاضر در صحنه [52]
+پاسخ به يک شبهه درباره خالداسلامبولي [65]
+پيش بيني انقلاب توسط استاد آمام خميني(ره) [59]
[آرشيو(35)]


لینک دوستان

عضویت در خبرنامه

نام:

ايميل:

 

لوگوی وبلاگ
تاملات


لوگوي دوستان


وبلاگ فارسی

آمار بازدید
بازدید کل :3185
بازدید امروز : 7
 RSS 

باز هم عزاي جهان اسلام، باز هم سنگ مقابل سلاح، باز هم نسل‌کشي مسلمين، باز هم پير و زن و کودک. تکرار چندين باره تاريخ؛ که اگر مسلمان از شنيدن آن بميرد جا دارد.



باز هم بحث انتخابات آمريکا و قشون‌کشي‌ها و تسويه حساب‌هاي پيش از انتخابات، باز هم ناو آمريکايي، باز هم لودرها و بولدوزرهاي اسرائيلي، باز هم بي‌غيرتي عربي و باز هم بي‌خاصيتي شوراي امنيت سازمان به اصطلاح ملل متحد.



 


چرا همه چيز را سر ديگران خراب کنيم؛ باز هم خودمان به دنبال بحث‌هاي تکراري و به اصطلاح علمي براي بررسي مسأله، باز هم امروز به دنبال اينکه تکليف چيست؟ و فردا (دوباره) فراموشي. باز هم حتما بايد منتظر جمعه باشيم تا راهپيمايي اعتراض‌آميز بعد از نماز جمعه به سمت ميدان فلسطين (کوتاهترين فاصله ممکن‌و بهترين زمان که همه جمع شده‌اند و نياز به جمع کردن مردم نيست) برگزار شود، باز هم چندين روز صبر مي‌کنيم تا موعد رسمي کنفرانس کشورهاي اسلامي فرا رسد و ....



 


در پرونده هسته‌اي درس‌هاي بزرگ تاريخي‌اي را تجربه کرديم. درس‌هايي که نه تنها براي خودمان بلکه براي ساير کشورها مي‌تواند سودمند باشد:



1. با اتحاد ملي کارهاي بزرگ و سنگين را مي‌توان انجام داد، 30 سال است که اين درس را تکرار مي‌کنيم و آن را در گوش جهانيان زمزمه مي‌کنيم.


 



2. نظام حقوق بين‌الملل مولود قدرتهاي فائقه جنگ جهاني دوم ابزاري جديد براي استعمارگري است.



 


3. بايستي به جاي اتلاف وقت براي رايزني با نيروهاي غيرخودي و بيگانه به نيروهاي خودي اتکا کرد .


 



4. بي‌منطق بودن آمريکا و اسرائيل.



 


5. و از همه مهمتر مؤثر بودن اقدامات انقلابي، ابتکاري و پيش‌دستانه.


 


مشابه اين درسها را حزب‌الله در جنگ 33 روزه با اسرائيل نيز تجربه کرد؛ اگر چه در لبنان از اتحاد ملي خبري نبود اما بين نيروهاي حزب‌الله انسجام عملکرد قابل توجهي حاکم بود.



فلسطين نيز بيش از همه به اقدام ابتکاري، انقلابي و مؤثر نياز دارد. چند سال پيش بحث تحريم نفتي اسرائيل از سوي رهبري انقلاب به کشورهاي اسلامي پيشنهاد شد که حتي مسئولين خودمان نيز آن را با فرمول‌ها و تئوري‌هاي اختصاصي بررسي کردند و نتيجه اين شد که نمي‌ارزد، يا شايد با منافع "ملي"مان نمي‌خواند، يا با منافع شخصي و يا ... البته لازمه تأثيرگذاري اينگونه تصميمات توکل به خدا و داشتن پشتوانه ايمان و يقين است که اگر بدون آن باشد باز يک جاي کار مي‌لنگد. ايمان به اينکه اگر اقتصاد کشور ما به نفت وابسته بود و با حساب و کتاب‌هاي من و شما مي‌چرخيد تا حالا صدها بار سقوط کرده بوديم، بلکه بايد بپذيريم که ايران 20 سال فشار و تحريم را با دعا و توکل به خدا پشت سر گذاشته است،‌ايمان به اينکه اسلاميت ما بر مليت ما ارجحيت دارد، ايمان به اينکه قرار نيست براي هميشه در اين دنيا بمانيم و سراي باقي آخرت است، پس فقط نبايست دنيوي حساب و کتاب کرد،... و ايمان به اينکه با توکل به خدا اگر به دشمن ضربه‌اي بزنيم آن گاه "و ما رميت اذ رميت‌و ان‌الله رمي" و اينگونه است که ضربه ما کارساز خواهد شد.


محمود بابايي


 



نویسنده : مجيد بذرافکن » ساعت 1:47 عصر روز سه‏شنبه 14 اسفند 1386


ساحت رسانه‌اي کشور روزانه آماج پروژه‌هايي است که از سوي صاحبان رسانه‌ها و جريانهاي سياسي متبوع در نورديده مي‌شود.


 آنچه براي تأثيرگذاري يک رسانه اهميت دارد درک حساسيت‌ها و اولويتها و نگراني‌هاي مخاطبان و مردماني است که ذهن و فکر آنها بايد با پيام ارسالي ارتباط برقرار کند . در غير اين صورت رسانه معني خود را از دست خواهد داد.


 رسانه‌هاي مکتوب کشور به لحاظ تعداد و به لحاظ کيفيت حرفه‌اي به دلايل قابل ذکر در قبضه و سلطه گروههاي دوم خردادي است . قريب به بيست روزنامه و نشريه در دوران هشت ساله رياست جمهوري آقاي خاتمي، با برخورداري از امکانات مالي و تجربيات رسانه‌اي گسترده، به جوسازي و موج‌آفريني رسانه‌اي مشغول بودند و امروز نيز همين روند با همان شدت ادامه يافته است.


 حجم و تمرکز پوشش خبري مطبوعات يک کشور هميشه مي تواند نشان دهنده و بيان کننده بخشي از حساسيتهاي يک ملت و جامعه باشد .


 رسانه‌هاي ديجيتال سياسي – مطبوعاتي ، در جريان دوم خرداد - به رغم سابقه رسانه‌اي مکتوب - چندان رونق و گرمايي ندارد . در مقابل منابع و خبرگزاريهاي نيروهاي موسوم به اصول‌گرا در فقدان رسانه هاي مکتوب کافي عمدتا به صورت انفعالي در واکنش به موج‌سازي رسانه‌هاي مکتوب دوم خرداد فعال هستند.


 خبر سيما و رسانه ملي نيز بالتبع به عنوان فراگيرترين رسانه در سطح کشور، آخرين حلقه موج‌سازي رسانه‌اي دوم خردادي‌ها قرار مي‌گيرد . البته اين تأثيرپذيري را بايد مسبوق به سالهاي اخيري دانست که معاونت سيما سياستهاي جديدي را در پيش گرفته است .


 تبليغ و به رخ کشيدن مسکن ، افزايش قيمتها ، اجماع جهاني عليه ايران و ... مسائلي بودند که با هدف ضربه زدن به دولت ، هر از چندگاهي سوژه رسانه ها مي شد. اما در هفته هاي گذشته ، موج جديدي دستمايه حمله به دولت قرار گرفت که از نظر موضوع ، حجم کار و نتايج قابل توجه است.


 يک هفته بمباران خبري و رسانه اي سنگين در دفاع از سيد حسن خميني در برابر يک حمله ناشيانه و کور يک سايت بي‌ بازديد، حتي توانست يک خطبه نماز جمعه تهران را نيز به خود اختصاص دهد. در آخر نيز با پيدا شدن يک شهيد در اين راه به قله تحريک احساسات و موج‌آفريني خود رسيد.


 آنچه که در اين جريان قابل توجه است اصرار و تأکيد و يقه‌دراني روزنامه‌ها و شخصيت‌ها و سايتهايي بود که خود را وارثان حقيقي نام و راه امام (قدس الله نفسه الذکيه) اعلام نمودند . ادعاي اين افراد اين بود که خط‌ کشي ميان افراد جامعه و طرح خودي و غيرخودي و قضاوت در مورد شخصيتها و وقايع سياسي بايد با معيار قرب و بعد به ارزشهاي امام و انقلاب مورد سنجش قرار گيرد. آنچه که بايد در اين زمينه گوشزد کرد ، توجه به نقطه حساسيتي است که اين هجمه رسانه‌اي بر آن تأکيد نمود .


 محتواي محکوميتها و اعتراضها يک چيز بود : چرا به امام و راه او توهين شده است ؟


ناله‌ها و وااسفاها از يک چيز بود : چرا خط امام و نزديکان امام غريب شده‌اند ؟


 آنچه که بايد در وراي نادرستي و يا درستي مدعاي رسانه‌هاي دوم خردادي و بازتابها و پاسخ‌هاي بعدي اين چالش رسانه‌اي ديد ، پيروزي عميق گفتمان سياسي احمدي‌نژادي در کشور است .


هنوز خاطره اين جملات از ذهن مردم زدوده نشده است : "براي جلوگيري از خشونت و خفقان به هاشمي رأي دهيد ! دوباره مي‌سازمت وطن .... رفراندوم ... هواي پاک و ..." و ساير شعارهايي که در انتخابات رياست جمهوري از سوي گروهها وکانديداهاي مختلف مورد استفاده قرار گرفت.


 در ميان شعارهايي که به مردم وعده رفاه درحد ژاپن و يا برقراري دموکراسي در حد آمريکا ميدادند، تنها يک شعار و يک نگاه توانست نظرها را جلب کند : «بازگشت به انديشه‌هاي امام و انقلاب و مقام معظم رهبري» چيزي که شانزده سال ابتدا به صورت تدريجي و بعد به صورت آشکار و بي‌پرده انکار مي‌شد .


در آخر به نظر مي‌آيد بيت محترم و معظم امام خميني در اين جريان «حساسيت رسانه‌اي به نام امام» را بايد مديون جامعه اي باشد که هنوز بعد از گذشت دو دهه از فوت امام، آرمانهاي بنيادين انقلاب را به رهبري آيت‌الله خامنه‌اي و رياست جمهوري دکتر احمدي‌نژاد زنده نگاه داشته است.


 بازي گردانان رسانه اي و جنگ رواني پشت پرده اين جريان سعي داشتند با جدا نشان دادن احمدي‌نژاد و دولت مکتبي از خط امام ، و در مقابل چسباندن و رفو کردن شکاف منافقانه ميان خود و مردم ، از تنور داغ انتخابات مجلس هشتم ناني براي خود فراهم نمايند. و شايد فراتر از آن در خيال باطل پر رنگ کردن نام حضرت امام(ره) براي کم رنگ کردن رسم حضرتش باشد.


 اما آنچه به رغم خواسته دامن زنندگان به اين جريان اتفاق افتاد ، تقويت «گفتمان حقيقي و اصيل انقلاب خميني» بود. هر چند دامن زنندگان به اين فتنه مقصودي ديگر را پي گرفته بودند .



نویسنده : مجيد بذرافکن » ساعت 10:43 صبح روز يکشنبه 5 اسفند 1386


بسم الله الرحمن الرحيم
حل بيکاري جوانان، رسيدگي به مناطق محروم، تهيه، وام اشتغال، جديدا تعطيلي نمادهاي بدعت و ديگري از اين دست شعارها در انتخابات نمايندگي مجلس در شهرها تکرار مي شود. کانديداهاي نمايندگي با سوابق و انگيزه هاي مختلف رديف مي شوند. يکي از مسئولين اسبق شهري و سابق کشوري، ديگري جواني جوياي نام، ديگري همشيره اي وجيه المنظر و ديگري بزرگي و شناختي از سران ايل و در آخر معلمي ساده و يا سرداري مستعفي و اضافه کن از اين دست افراد مختلفي چون بقال عمده فروشي که احساس تکليف کرده اند. تکليف الهي تکليف شهري و برخي تکليف شخصي...
بالتبع هرچقدر شهرها بزرگتر و به لحاظ سياسي در سطح بالاتري از شناخت و فرهنگ باشند حواشي بانمک انتخاباتي در آنها کمتر مي شود و عناصر تازه به دوران رسيده با کارچاق کني و جدول کشي خياباني کمتر فرصت نشو و نما و قاب دزدي ذهن و فکر مردم مستضعف و متوسط جامعه – يعني عمده مردمي که پاي صندوق هاي رأي حاضر مي شوند- را خواهند داشت.
اما آنچه که مسئله و دغدغه و سؤال اصلي ماست اين است که من و تو يعني ما نيروهايي که عنوان و برچسب حزب اللهي و مسجدي و انقلابي را مفتخر هستيم از کدام روزنه و ديدگاه وارد اين معرکه سياسي اجتماعي مي شويم. صفحه سيني دوره گردي که درآن شعارهاي مختلفي ريخته و يکي را که از همه زيباتر است را برخواهيم داشت؟ هرکدام از نمايندگان احتمال راي آوردن بيشتري دارند.... خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو! سعي کنيم به کسي راي دهيم که براي شهر امکانات بيشتري فراهم مي آورد و پارک و اسباب بازي و گازرساني و جدول کشي بيشتري را براي شهر هديه مي آورد!
شايد همه اينها و شايد هيچ يک از اينها، شيعيان در طول تاريخ سياسي خود از صدر اسلام تاکنون با بهره گيري از توحيد ناب خود حول محور ولايت چرخيده اند و در همه زمانها حوادث واقعه اي خويش را با رهنمود گرفتن از علم هدايت گر زمان خويش جسته اند.
«شاخص اين است که شعارهاى انقلاب بايستى به وسيله‏ى مسئولين و منتخبين ما روز به روز زنده‏تر شود. اين شاخص است. ربطى به جناح‏بنديها ندارد، ربطى به اسمها ندارد. علاج دردهاى اين ملت و وسيله‏ى رسيدن به آرمانهاى اين ملت، شعارهاى انقلاب است؛ اينها بايد حفظ شود. آن کسانى که با اين شعارها به معناى حقيقى کلمه مخالفند، دشمنِ اين شعارهايند؛ اينها نبايد در مراکز تصميم‏گيرى واقع بشوند. بين ملتند، باشند.....
البته بايد هوشيارى بخرج داد؛ بايد هوشيارى بخرج داد. از دوروها و دورنگها و ظاهر باطن مختلفها بايستى ترسيد. خيلى اوقات، در طول تاريخ، اسلام از اين دورنگيها، يکى نبودن ظاهر و باطن اشخاص، ضربه خورده است. حالا روايت هم در اين زمينه زياد هست. اين را بايد مواظبت کرد.» بخشي از بيانات مقام معظم رهبري پيرامون نماينده اصلح 29/11/86
البته تبعا سخنان رهبري سخناني کلي و معيارهاي عمومي است که بايد در هر منطقه و شهري بسته به نياز همان جا ترجمه شده باشد.
دزفول از شهرهاي باسابقه در ايران اسلامي و انقلابي سالهاست با ايفاي نقشي برجسته از سوي مردم و فرزندانش در کشور شناخته شده است. ولي شهر دزفول متأسفانه به جايگاه و نقطه شايسته اي که در شأن آن بوده است نرسيده است. راه حل چيست؟
حرفهاي ديگر درگوشي نيست! علني گفته مي شود. براي امکانات بيشتر بايد درتهران برش داشته باشد. قدرت جذب سرمايه هاي سرمايه داران را چه کسي دارد. اگر مثل نماينده فلان شهر همسايه باشد کاري مي کند. به غير همشهري راي نمي دهيم. به کسي راي دهيم که براي مسئله بدعت در شهرستان کاري کند و امثال اين سخنان در ميان دوستان و اقوام و مساجد و محافل بسيار گفته مي شود.... اما علاج دردهاي اين ملت پايبندي به شعارهاي انقلاب است!
ساده زيستي يک معيار، نداشتن حب مقام يک معيار، ايمان به وعده هاي خداوند و تلاش شبانه روزي بدون استفاده از روشهاي غير اسلامي و غيرمنصفانه يک معيار، عدالت و اخوت و تواضع با برادران و مردم يک معيار، معيارهاي اسلام انقلابي يک بار در ذهن خود مرور کنيم و انتخاب کنيم. نبايد فراموش کنيم عمل به تکليف مهم است و آن انتخاب فردي است که عامل به اين معيارهاست! تبعاً انتخاب يک فرد اصلح به صورت جمعي نيازمند يکسري ملاحظات و لطايف سياسي است اما اگر اين مصلحت انديشي ها باعث فراموشي اولويت ها و معيار ها شود، چاقويي است که دسته خود را بريده است.



نویسنده : مجيد بذرافکن » ساعت 11:44 عصر روز شنبه 4 اسفند 1386


 ما جنگ خود را فراتر از مرزها آغاز مي کنيم


 


مبارزه وقتال شيوه قديم ماست و شهادت کرامت خداوند برما


 


به نقل از شبکه المنار:


... واذ اشار سماحته الى ان اغتيال الشهيد مغنية کان خارج الارض اللبنانية توجه للصهاينة بالقول لقد اجتزتم الحدود مضيفا  امام هذا القتل في الزمان والمکان و الاسلوب ان کنتم تريدون هذا النوع من الحرب المفتوحة فليسمع العالم کله، فلتکن الحرب المفتوحة.  واکد اننا نملک حقا مقدسا بالدفاع عن النفس وکل ما يحمي قادتنا واخوتنا سنقوم به ان شاء الله


 


به نقل از نيويورک تايمز:


 “Today Hezbollah and the Islamic Resistance are ready to confront any possible Israeli aggression on Lebanon,” he said. “You killed Imad outside the battleground. Our battle was inside the Lebanese territory. You crossed the borders. Zionists, if you wanted open war, let it be an open war anywhere.”


 


بسيار اتفاق افتاده است که مهمترين و اصلي ترين بخش سخنان مقام معظم رهبري و امام خميني و ديگر بزرگان در رسانه ها حذف مي شود. قصدم باز کردن مسئله تحريف و جنايت رسانه هاي خودي در حق تاکيدات رهبران و بزرگان اسلام و  انقلاب نيست. فقط احتمال مي دهم اين مسئله نيز در سخنراني مهم سيدحسن نصر الله نيز رخ دهد. چرا که جهان رسانه اي ما جهان رسانه اي است که رسانه هاي دشمن به ما تحميل کرده اند: اسلام جنگ طلب است. پس ما بايد نشان دهيم جنگ طلب نيستيم و همه آثار مبتني بر اين سخن را انکار کنيم.


لذا فکر تکنم هيچ رسانه اي در ايران اين جمله استراتژيک و کاربردي را برجسته سازد. ولي من اين جمله مهم را به عنوان اصلي ترين سخن سيد حسن نصرالله انتخاب کردم  و ترجمه ناقص اين دو جمله کوتاه را به نيت تبرک و شرکت در فيض شهادت عماد مغنيه سردار رشيد اسلام براي خود ذخيره آخرت مي کنم:


اي صهيونيست ها اکنون که خارج از مرزهاي ما را هدف قرار داده ايد، و ما را در اين زمان و مکان شيوه جديدي جنگ فراگير و فراملي مواجه کرده ايد، همه دنيا گوش کنند که ما نيز جنگي فراگير و فرامرزي را آغاز مي کنيم. ما اين حق مقدس را براي دفاع از خود و دفاع از هر کسي که از ما و برادران حمايت مي کند.


 



نویسنده : مجيد بذرافکن » ساعت 1:19 صبح روز جمعه 26 بهمن 1386


تقديم به شهدايي که جانشان را زير پاي يارانشان نثار کردند


 


وقتي به ساختمان زيبا و بلند و چند طبقه اي نگاه مي کنند، در رثاي بزرگي و هيبت و شکل بنا زياد صحبت مي کنند از تعداد زيادي که در آن سکني گزاحمدي نژاد براي باز کردن راه آمده است يده اند از قدرت آن در برابر زلزله و حوادث و امکانات رفاهي و تفريحي آن نيز صحبت به ميان مي آورند سرآخر لطفي کرده و از زحمتي که براي اين کار کشيده شده است حرفي به ميان مي آيد؛ بعضي ها اينجوري هستند. اين بعضي ها مهمترين نکته را به ياد نمي آورند و يا اصلا چيزي از آن نشنيده اند. ياد معمار و نقشه کشي که براي تأسيس اين عمارت خيالها کشيده است و نقش ها و خطها بر صفحه کاغذ آورده است. چشمهاي خويش را بربسته است و براي سالهايي که شايد او آنها را نبيند و خشتهايي که او آنها را لمس نمي کند نقشه مي کشد و آرزوها مي آفريند.



هر نظام  سياسي و فرهنگي و اجتماعي روزي آرزو و خيال و شعاري بوده است که در کتابها و سخنراني ها از آن ياد شده است و در ميان اختلاط و گفتگوي انديشمندان خشتهاي خيالي اش در کنار هم قرار گرفته است. ابونصر فارابي وقتي مدينه فاضله اش را مي نويسد امام خميني زماني که حکومت اسلامي اش را تدريس مي کند آرزو مي کند و براي آينده اي نيامده ايده هاي خويش را بيان مي کند براي روزگاري که عده اي بيايند و اين آرزوها را برآورده کنند. چه اينکه وقتي خواسته اي در ميان يک اجتماع و جمعيتي منتشر شود بالاخره روزگاري وضع موجود به وضع خواسته شده تغيير خواهد کرد. همان اتفاقي که در جريان انقلاب اسلامي به شيوه امام خميني ره افتاد. از سال 41 شروع کردند به شعار دادن و شعار دادن و شعاردادن. هر کس نزد او رفت و ادعاي حمله مسلحانه و غيره کرد جز يک چيز نشنيد مردم را روشن کنيد به مردم آگاهي بدهيد، شعار بدهيد. شعاري مبتني بر يک شعوري از اسلام ناب محمدي(ص). اين شعارها روزي از دايره چند طلبه و تعدادي دانشجو بيرون نمي رفت ولي پانزده شانزده سال طول کشيد تا اين شعارها تبديل به خواسته هايي ضروري و حتمي براي مردم ايران شد. انقلاب شد.



جنگ شد با همان شعارها جنگ را اداره کردند. فرصتي نبود بايد عمل مي کردند به همان شعارها عمل کردند و دنيا را در پشت مرزهاي ايران اسلامي نگاه داشتند و سربلند بيرون آمدند و حقوق خود را بازپس گرفتند.
اما شانزده سال همان شعارهاي بالا مغفول شد، تحريف شد و انکار شد. دوباره مکانيسم آرزو کن برآورده مي شود فقط صبر داشته باش به راه افتاد بود. آرزو آرزو، شعار شعار: اسلام به دنبال عدالت اجتماعي است، شيعيان ملت برگزيده خداوند منتظر صلح سازي براي جهانيان به رهبري امامي «آمدني» هستند، اسلام بهترين وسيله براي سرافرازي ايران و ايراني است، ما حاضريم براي رسيدن به اوج قله عزت و کمال از گوجه فرنگي و بنزين بگذريم و «نان و پنير و خود را بخوريم و روي پاي خودمان بايستيم»، ما مي خواهيم عدالت و مساوات براي همه جامعه و مردم خويش برقرار کنيم، ...



آرزو و آرزو و آرزو و شعار و شعار و شعار، دانشجو، طلبه، عامي، کسبه، دانشجو، معلم، بازاري و ... شعارها به خواسته هايي ضروري و شدني تبديل شد. سوم تير شد.
امروز هم مي خواهيم آرزو کنيم دوباره آرزو کنيم و دوباره براي آن شعار دهيم شعار دهيم که ما براي نجات مظلومين عالم از خون و مال و جان خويش مي گذريم ما براي فتح آفريقا و آمريکا و همه سرزمينهاي عالم آماده مي شويم مي خواهيم منتظر باشيم تا «آن روز که برگردد مرد» براي همه جهان آرزوي نظام اسلامي با حکومت ولي فقيه عادل عالم داريم. ما مي خواهيم مرزهاي اسلامي خود را در شرق و غرب عالم برسانيم و مردمان جاهل و غفلت زده مدرن به حقيقت فطرت و راه نجات اميرالمونين هدايت کنيم ما مي خواهيم هر جا گوينده لااله الاالله باشد پرچم عزت اسلامي خويش را برافرازيم. ما مي خواهيم نداي مرگ بر آمريکا را از ناقوسهاي جهان به صدا درآوريم. ما مي خواهيم از احمدي نژاد عبور کنيم  ما مي خواهيم احمدي نژاد را زير پا ببينيم تا ميدان مين و معبر امروز را براي رسيدن به شعارهايمان فتح شده ببينيم. 



ما امروز شعار مي دهيم که احمدي نژاد آرزوي ديروز ما بوده است و امروز اوست که يک ميدان مين را به هر قيمتي که شده است فتح مي کند ولو اينکه نام و ياد و جان او در اين ميدان مين از ميان برود و بوسيله هتاکان و هوچي گران کنار گود نشسته تکه تکه شود و بر سيم خاردار اين روزنامه ها و سايتها براي تاريخ باقي بماند.
بله ما مي خواهيم از احمدي نژاد عبور کنيم ولي او را از قطار پياده نخواهيم کرد او قدم و گامي بود از گامهايي که سالهاي سال است که شيعيان اميرالمونين از غيبت از عاشورا از سقيفه از غدير از بعثت برداشته اند و تا اينجا رسيده اند. ما امروز شعار مي دهيم منتظر ظهور هستيم، ان شاالله مي شود.



نویسنده : مجيد بذرافکن » ساعت 7:31 عصر روز يکشنبه 14 بهمن 1386


باز هم ياد کنم از دوستي که مدتي است چراغ وبلاگش خاموش است ولي دورانديشي ها و تحليلهاي عميق
سياسي اش را هميشه تحسين مي کردم. رضا احمدي نويسنده وبلاگ بيداري و باز هم ياد کنم
از يکي از شاهکارهاي تحليل سياسي اش: بوي توطئه از کاخ مرمر مي آيد.

هزم الاحزاب وحده
 آن پير اگر بازيتان را ميديد ميگفت که شطرنج حرام است حرام
براي عده اي لازم است که خورشيد را در ميانه آسمان ببينند تا باور کنند روز با ستاره اي نوراني
رنگ مي گيرد ولي برخي حتي همين را نمي توانند قبول کنند، مرحبا به اراده شان!

هشت سال از آن زمان گذشته است که علي اکبر رفسنجاني براي حمايت دوم خرداد در نمازجمعه تهران
سخنراني داشت. سالها گذشته است که عده اي از دلسوزان و دغدغه مندان ليبراليسم سياسي
را بنايي مبتني بر ليبراليسم اقتصادي دانستند و خاتمي و هاشمي را دو روي يک سکه از
انحراف انقلاب مي خواندند. خيلي ها و خيلي ها از دوستان با توجيهات مختلف سعي در توجيه
و سرپوش گذاشتن بر عملکرد غلط آقاي رفسنجاني گذاشتند. انتخابات سوم تير که همه دوم
خرداد و ضد انقلاب داخل و خارج از کشور کانديداي خود را رفسنجاني معرفي کرد باز هم
دوستاني جمع شدند تا به بهانه درنغلتيدن هاشمي در دامان دوم خردادي ها دلسوزي مصلحت
بين و مصلحت تراش انقلاب را خوردند. ولي نکته اين جا بود که آن چه خطر انقلاب را در
مقابل ريزش ها کم مي کند مسامحه با خطاي بزرگان نيست بلکه هوشياري عوام و خواص اهل
حق را نياز دارد. کوتاه آمدن در برابر اشتباهات، غفلتها و خداي نکرده خيانتها، بار
و محنتش بر دوش انقلاب اسلامي سنگيني خواهد کرد.

اما اين روزها خبر مي رسد. منزل آقاي رفسنجاني جلسه است. جلسه اي با حضور آناني که مورد
حمايت رسمي جورج بوش هستند. قصدم تحليل جديدي بر اين معنا نوشتن نيز ولي يک بار در
همين نزديکي در داخل کشور اين انهدام احزاب در مقابل خواست خداوند را ديديم و ان
شاالله دوباره خواهيم ديد به شرط آنکه بصيرت خود را بر صبر و جهاد در راه عقيده
مان به کار بنديم.

دعاي وحدت را دوباره مي خوانيم تا خداوند به ما نيرو دهد و گامي ديگر در نزديکي جامعه
مان به جامعه اي مهدوي و جامعه پاک و عاري از نفاق منتظر واقعي ظهور برداشته
باشيم.
َ
اَللهُ اَکبَر اَللهُ اَکبَر اَللهُ اَکبر

لا اِلهَ اِِلاَّ اِللهُ اِلهاً واحِداً و نَحنُ لَهُ مُسلِمونَ

لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ و لا نَعبُدُ اِلاَّ ايّاهُ مُخلِصينَ لَهُ الدّينَ وَ لوکَرِهَ المُشرکونَ

لا اِلهَ الاَّ اللهُ رَبُّنا و رَبُّ ابائِنَا الاَوَّلينَ

لا اِلهَ الاَّ اللهُ وَحدَهُ وَحدَهُ وَحدَهُ اَنجَزَ وَعدَهُ و نَصَرَ عَبدَهُ

وَ اَعَزَّ جُندَهُ وَ هَزَمَ الاَحزابَ وَحدَهُ

فَلَهُ اَلمُلکُ و لَهُ الحَمدُ

يُحيي و يُميتُ و يُميتُ و يُحيي وَ هُوَ حَيٌّ لا يَموُتُ

بِيَدِهِ الخَيرُ و هُوَ عَلي کُلِ شَيءٍ قَديرٌ

*****

بزرگ است الله  بزرگ است الله  بزرگ است الله

معبودي جز الله نيست، معبود يگانه، و ما فقط در برابر او تسليميم

معبودي جز الله نيست، و نپرستيم جز او را، دينمان را براي او خالص مي کنيم، اگرچه بت‌پرستان نخواهند

معبودي جز الله نيست، پروردگار ما و پروردگار پدران‌مان

معبودي جز الله نيست، يگانه، يکتا و بي‌همتا است، وعده‌اش را عملي ساخت و بنده‌اش را ياري کرد

سپاهش را نيرومند ساخت و همه‌ي گروه‌ها را به تنهايي شکست داد

پس براي اوست فرمانروايي و ستايش مختص اوست

زنده کند و بميراند و بميراند و زنده کند و اوست زنده‌اي که نمي‌ميرد

خير بدست اوست و اوست که بر هر کاري تواناست



نوشته مرتبط: پيش به سوي قدرت بي خيال تاريخ

نویسنده : مجيد بذرافکن » ساعت 12:47 صبح روز دوشنبه 8 بهمن 1386


به بهانه اولين ثمره حضور جليلي  دبير شوراي امنيت ملي


 عکس نويسنده محترم  (مهدي فاطمي) که بدون اجازه ايشان توسط مدير وبلاگ منتشر مي شود


1-درباره استقامت:


اينکه گفته اند: "شما استقامت کنيد، نصرت الهي خواهد آمد" تنها يک اصل اخلاقي نيست، گزارشي از واقعيت است. مي تواند يک اصل ديپلماسي باشد. دوگانه "واقعيت – آرمان" را هميشه نبايد پذيرفت و استقامت از آن معاني مي باشد که پل بين دو مفهوم واقعيت و آرمان است. اينکه بايد نصرت الهي را در حد يک "بازيگر موثر" پذيرفت، خودش يک "واقعيت آرمان ساز" است.



2-درباره دبير مستعفي:


چرا بايد لاريجاني دو سال و اندي از اين کنفرانس  مطبوعاتي به آن جلسه و از مذاکره به مصاحبه مي رفت و آخرش هم البرادعي وقتي به زبان مي آمد که جليلي دبير شده است؟ حيف نبود؟ اصلا چرا رفت؟ و پوتين در گوش ما چه خواند که پس از او، يکي از بسته پيشنهادي هسته اي سخن گفت، ديگري گفت بسته اي در کار نبوده و آن يکي آمد گفت شرايط کشور آنقدر بحراني است که دست از پا خطا کنيم، گزينه نظامي از روي ميز به وسط ميدان مي آيد؟ او اصولگراي ديپلمات و زيرکي است؛ خيلي کار بلدتر از ديپلماتهاي کار کشته. 2 سال با احمدي نژاد کار کرد و خوب با هم جلو آمدند. اما چه کم بود و چرا بعد از سفر پوتين در جلسه شوراي امنيت ملي از توقف کار هسته اي سخن به ميان آورد؟


3-درباره شرايط بحراني:


اما سخن از استقامت براي زماني است که واقعيت خارجي، يکسره عليه ما باشد نه وقتي که عمده ماجرا جنگ رسانه اي و رواني باشد؛ گاهي با پيغام هاي ديپلماتيک، بعضي وقت ها هم با تيتر يک روزنامه ها و خبر اول شبکه ها.


حوزه هدف جنگ رواني فقط مردم نيستند. پيش از آن، دودستگي در حاکميت مد نظر است. يعني همين که کسي يا کساني به نام اعتدال و عقلانيت و تدبير، از شرايط بحراني سخن بگويند و ساز توقف کوک کنند.


اين آهنگ براي دو گروه کارساز است: يکي آنکه لباس ميانه روي به تن کرده و طرف اش را يک آرمانخواه تندرو نشان مي دهد که هر روز ضايعه اي به بار مي آورد و بايد کنترل شود. و دومي آنکه خودش اين بازي را طراحي کرده، يعني همان سياستگذار جنگ رواني که از اين دعوا – با هر نتيجه اي – منتفع مي شود.


بايد دانست که "پذيرش رواني جنگ رواني" بيش از خود آن موثر خواهد افتاد و "برهم زدن آرامش رواني مردم" کليد فهم فضاي ژورناليستي داخلي و پروپاگانداي ماهوراه است.


پس ما داريم قرباني همان پلتيکي مي شويم که حاکميت شوروي را در جنگ سرد به زانو درآورد؛استراتژي "لبه پرتگاه جنگ". آمريکايي ها هول از جنگي قريب الوقوع را با تبليغات براي سران شوروي جا انداختند و کار به دودستگي انجاميد و حال آنکه مي دانستند آتش جنگ، اول دامن خودشان را خواهد گرفت.


بنابراين بيشتر از آنکه بايد به گزارش البرادعي دل خوش ساخت، مي بايست از سيگنال هاي ناهمخوان داخلي نگران بود. پس از گزارش البرادعي، درباره اظهارنظرها جور ديگري بايد قضاوت کرد. از اين پس حساب کساني که صادقانه و دلسوزانه يا ساده لوحانه اظهار نگراني مي کردند، از آنانکه مي خواهند به هر دليلي سياست کلي نظام را متوقف کنند جدا خواهد بود.


مهدي فاطمي



نویسنده : مجيد بذرافکن » ساعت 9:15 عصر روز دوشنبه 10 دي 1386


حرف من براي گراني ها!


اين مطلب براي دي ماه سال گذشته است ولي هنوز به قوت خود باقي است.






در دوره دانشجويي از معاشرت وشاگردي برخي دوستان دغدغه ديني فکر کردن و ديني تحليل کردن در ذهن و فکر دانشجويي نگارنده نهادينه شد و موجب شد به هر مسئله اي زاويه و پرتوي از اين نوع تأمل ودقت را داشته باشم البته به قدر وسع و معلومات.



باقدري تسامح بايد گفت که تحليل وقايع و پديده هاي انساني در دو سطح قابل تحليل است: يکي کارگزار محور و يکي ساختار محور. در نگاه ديني بايد ساختارها را سنتها و قوانين الهي دانست که انسانها بيشتر با قصد ونيت و سعيشان و نه اصل عملشان ذيل آنها قرار مي گيرند.



البته خود عمل فرد فرد انسانها به عنوان کارگزار بدون توجه به قصد ونيت آنها در مکان و زمان کارگزار نيز در ذيل يک از همين ساختارها به نتايج و پيامدهايي نائل مي آيد.



واما مسئله اين نوشته:گراني روزهاي اخير در کشور مطلب قابل بررسي و مهمي است که براي دولت دکتر احمدي نژاد بوجود آمده است. ابتدا در يک دسته بندي سه گانه به تحليلي کارگزار محور مي پردازيم:



?-بحث رسانه اي گراني ها:
مي دانيم که رسانه ها و مخصوصا روزنامه ها هيچ گاه به صورت جدي در فکر مشکلات مردم نبوده اند. چرا که منافع حزبي و گروهي آنها چنين اجازه اي را به آنها نمي دهد. اين جنجال و فضاي تبليغاتي که روزنامه ها و به دنبال آن فضاي سياستزده صدا و سيما به وجود آورده است فضايي کاذب و غيرواقعي است. اين کارهم براي ضربه زدن به دولت جديد و پايين آوردن محبوبيت سياسي عميقي است که در سراسر کشور با سفرهاي استاني و حضور در مناطق مختلف ايران براي دولت خود و نظام اسلامي به وجود آورده است. خوانندگان آگاه هستند که برخي روزنامه هايي که درهمين کشور منتشر مي شوند از اينکه نظام جمهوري اسلامي دستخوش دگرگوني هاي جدي شود هم ابايي ندارند هر چند که ماسک پايبندي به نظام و حضور در صحنه هاي رقابتي قانوني را به صورت زده باشند.



?- بحث اطلاعاتي و امنيتي و قضايي مسئله گراني ها:
از آنجايي که دولت جديد مانند هميشه با معجزه حضور الهي مردم در انتخابات موجب قطع و بي نصيب شدن بسياري از حلقه هاي ثروت و قدرت در کشور شده است. دشمنان زيادي را در همه جناحها و گروههاي سياسي به وجود آورده است. اصولگرايي که داعيه اصولگرايي دارد بايد نسبت غيرت نسبت به اصول هم داشته باشد و اين غير از حماقت و عصبيت است. جريان اصول گرايي احمدي نژاد با خيال غيرت ورزي جلو آمد اما همان طور که تصور مي شد العدل اوسع الاشياء في التواصف و اضيق الاشياء في التناصف همه مدعيان اصولگرايي دکانهاي ديگري براي اصولگرايي منظور نظر خود درست کردند و باز هم علي ماند وحوضش اما اين بار با محمود....



جاي تعجب ندارد که گروههاي اصول گرا نما نه تنها کمکي به اين جريان نخواهند کرد بلکه اگر دستشان برسد نيشتري بر پيکر اين اصول گرايي خواهند زد! (البته اميدواريم در حد نيشتر بماند) کم کاري و گندکاري اين دسته در نکته اول هم به صورت تريبونهاي نق نقو و بهانه گير و روزنامه هاي خاکستري و غير خاکستري نيز قابل ذکر است.



گراني هاي کاذبي که به وجود آمده است بيش از اينکه نيازمند برنامه ريزي هاي کذايي مورد استناد اصولگراهاي مجلس نشين خوش نشين باشد نيازمند برخورد با آنهايي است که با در دست داشتن شبکه هاي توزيعي و بعضا توليدي درکشور مي توانند قيمت کالاهاي خريد يک ماه قبل را سه بار افزايش دهند. کارخانجات مربوطه را تعطيل کنند تا اجناس گران شود کالاها را احتکار کنند و هزار فيلم و بازي ديگري که مسلمان نشنود کافر نبيند. بالاخره اين آقايان هم در سياست کشور هزينه کرده اند حالا که با دست مردم عقب رفته اند بايد اساساْ نسبت به حال گيري مردم اقدام در خوري انجام دهند.
اينجا جاي نهادهاي اطلاعاتي و قضايي کشور است که نسبت به چنين افراد و جريانات اقدامات مقتضي را به سرعت انجام دهند. در ابتداي حضور آقاي احمدي نژاد در رياست جمهوري مسئله افت شديد شاخص بورس پديد آمد بعد از پي گيري........... رئيس شش بانک اصلي کشور عوض شد.



البته نقش ضد انقلاب و جواسيس و نيروهاي امنيتي کشورهاي دشمن هم در اين مسئله غير قابل انکار است. از بديهيات تاريخ اين است که هر انقلابي که در گوشه اي از جهان صورت گرفت و تلاش کرد چه به لحاظ سياسي و چه به لحاظ اقتصادي از چنبره نظام سرمايه داري- صهيونيسيتي حاکم بر اقتصاد دنيا بگريزد به سرعت دستخوش مشکلات اقتصادي و سياسي شد. ?-بحث مديريتي و اقتصادي در باب گراني ها:



يکسري اقدامات نسنجيده و يا ناپخته اي در دستگاه مديريتي دولت هم اتخاذ شد که بر شدت مشکلات افزوده است. جناب آقاي احمدي نژاد بايد به اين نکته واقف است که اقتصاد کشور در دست دانه درشتهاست و اين تعاوني هاي کوچک و فعالان اقتصادي کوچک نيستند که چرخ اقتصاد به هر طرف مي گردانند برهم زدن نظم و ساختار رسوب شده و شکل گرفته اين جريان با اعطاء وامها و توزيع پول به دست نمي آيد. اينکه بخواهيم با تصميمات شتابزده اين کار را سرعت بخشيم فشار را مردم بيشتر مي کنيم.
تحليل ساختار محور بسيار مهم تر و جدي تر از تحليل کارگزار محور است. ولي متأسفانه به دليل عمق کم بينش سياسي دلسوزان و زحمتکشان انقلاب اسلامي و ضعف در نگاه ديني و قرآني به مسائل، مشکلاتي را در حضور و اداي تکليف سياسي ما بوجود آورده است.



يکي از سنتهايي که خداوند پيرامون جوامع برقرار کرده است سنت «ابتلاء»است. در آيات قرآن شواهد و موارد تاريخي و يا غيرتاريخي وجود دارد که به حتمي بودن امتحان جوامع با مشکلات و مصائب اشاره شده است. در داستان حضرت موسي عليه السلام به صراحت اين مطلب را داريم که مردم از شدت مشکلات به حضرت معترض شدند که اي موسي تو براي رهايي ما آمده اي ولي اکنون که زمام ما از فرعون به دست تو گرديده مشکلات ما بيشتر شده است.



به ذهن قاصر داعي مي رسد که اين فلسفه وسنت بلا از دو جا ناشي مي شود:



الف) خداوند در پي خالص کردن و خالص شدن ياران حق است.



ب) ديگر به اين دليل که هرکس و هر فرقه و قوم بعد از انتخاب يک مسير و سويِ خاصي شامل سنتهاي همان مسير خواهد شد.



اين دو سنت را اگر با هم تلفيق کنيم اينگونه ميشود که زماني که يک قومي مدعي دين داري و پيروي و اتباع راه حق مي شود بايد معلوم شود از سر چه سودايي اين انتخاب را رقم زده است. از ظلم فرعون خسته شده است، از ظلم و اجحاف خلفا خسته شده است، يا اينکه به مقام موسي و علي عليهما سلام واقف شده است و گردن خود را براي زمامداري خليفه خداوند کج کرده است.



گروهي که اسلام انقلابي را انتخاب مي کنند بايد بدانند که انک لبالمرصاد» خداوند در کمين نشسته است و مدعيان را امتحان مي کند تا معلوم شود که چقدر انتخاب مبتني بر بصيرت و غيرت و اراده قاطع بوده است. احسب الناس ان يقولوا امنا و هم لايفتنون آيا مردم گمان کرده اند به صرف گفتن اينکه ايمان آورده ايم مسئله تمام شده است و امتحان و فتنه اي درکار نيست! هست خوبش هم هست از همه رنگش هم هست هم گراني هم فشار خارجي هم .. هم ....



تمام انقلابهاي اسلامي و الهي تاريخ را نگاه کنيد و ببينيد کداميک از اين اقوام و کارگزاران اين اقوام دچار فتنه و مشکل نشده اند. در انتخابات سوم تير هم يک انقلاب اسلامي ديگري رخ داده است که احمدي نژادي را بر سرکار آورده است که اگر خودش نگفته بود آنچه که در چنته دارد مخالفان و رقبايش به هزار بار شديدتر غيرت و حميت تفکر او را براي مردم سروده بودند. هر کس که طاووس خواهد جور هندوستان برد.....



خلاصه کلام اينکه انتخاب تفکر امام خميني در قالب فردي به نام احمدي نژاد تبعات خودش را دارد واين خداست که از هر سو مشکلي و مسئله اي را پديد مي آورد. لاف عالي و جيب خالي مورد پسند خداوند نيست.



در انتها بايد به نکته مهم ديگري براي تکميل اين نگاره اشاره کرد و آن توجه بازهم دين محور و اسلام ناب محمدي پسند به جايگاه مردم در حکومت اسلامي است. مردم در حکومت اسلامي دولت را براي دريافت خدمات و سرويس گيري سر کار نمي آورند بلکه مردم دولت را براي حرکت سريعتر و جدي تر به سمت مقاصد و منويات خداوند تأسيس مي کنند و نسبت به تداوم آن مسئوليت دارند



نویسنده : مجيد بذرافکن » ساعت 1:7 صبح روز دوشنبه 10 دي 1386